درس های رابطه (قسمت سوم)

تاکنون قسمتهای اول و دوم داستان رابطه منتشر شده است:

 درس های رابطه (قسمت اول) | درس های رابطه (قسمت دوم)

در این قسمت می‌خواهم از مفهوم کلمه رابطه عاطفی بنویسم. اینکه فهمیدم مفهوم رابطه چه چیزی است و اصلا چرا وجود دارد به من کمک می‌کند بهتر در مسیرش حرکت کنم:

رابطه عاطفی از اسمش مشخص کرده که رابطه اشتراک عاطفه هاست. پس به نظر می‌رسد اگر رابطه عاطفی با یک فرد یا به معنایی شریک عاطفی داریم به این معنی است که من در عواطف و احساساتم با این فرد شریکم. و این یعنی من می‌توانم از این فرد در زمان احساس ناراحتی انتظار داشته باشم در کنارم باشد و بتوانم با او حرف بزنم و در مقابل در زمان ناراحتی او من هم وظیفه دارم از نظر عاطفی در دسترس باشم. احتمالا فهمیدن این نکته باعث می‌شود وظیفه ها در رابطه روشن تر شود. مثال در مقابل احساس غم، احساس شادی است که اگر من شادم فردی را کنارم دارم که می‌توانم این شادی را با او به اشتراک بگذارم.

مفهوم در دسترس بودن عاطفی هم از همینجا به میان آمده که این مفهوم ذاتا در دل تعرف رابطه عاطفی هست.

شاید بخش پیچیده این موضوع اینجا باشد که من احساس غم می‌کنم و طرف مقابلم هم احساس غم می‌کند. حالا چه کسی باید برای چه کسی نقش در دسترس عاطفی بودن را بازی کند؟ یا من احساس غم می‌کنم و طرفم شاد است. من غمم را به اشتراک می‌گذارم و شادی او را کم می‌کنم. پس ممکن است در فردی که شاد بوده این حس پیش بیاید که رابطه با این فرد باعث شده من کمتر شاد باشم و بیشتر ناراحتی تجربه کنم.

به طور کلی البته داشتن رابطه عاطفی باعث می‌شود نسبت به زمان مجردی و بدون رابطه بودن، بیشتر اتفاقهایی را تجربه کنیم چون یک نفر به دو نفر تبدیل شده و اتفاقهای زندگی طرف مقابل هم در زندگی ما تاثیر می‌گذارد و قطعا بیشتر احساس غم خواهیم کرد چون غمهای طرف مقابل هم وارد زندگی ما شده.

درباره نویسنده

شهاب والی زاده علوی

نظرها

    • راست میگی این جمله رو هم باید اضافه کنم:
      و قطعا احساس شادی بیشتری خواهیم کرد چون شادی های طرف مقابل هم وارد زندگی ما شده.

      ولی غم به نظرم تاثیرش بیشتر و مهم تره 🙂

دسته‌ها