قانون کپی رایت در تصاویر و معرفی سایتهای دانلود عکس رایگان

مدتی هست که مساله عکس هایی که قراره به عنوان تصویر پست‌های وبلاگ و تصویر خلاصه نوشته ها در اینستاگرام قرار میدم برام دغدغه شده. حقیقت ماجرا اینه که نفهمیدن مفاهیم به دلیل شرایط جغرافیایی ای که توش زندگی می کنم من رو می‌ترسونه. صحبت‌های یکی از شهروندهای کره شمالی که فرارش از اونجا رو تعریف می‌کرد و توضیح می‌داد که مفهوم مهربانی و انسان دوستی توی کره شمالی بین مردم به اون صورت که توی کشورهای دیگه هست وجود نداره، هنوز توی ذهنمه. چقدر مفهوم توی کل دنیا وجود داره که ما به دلیل ایرانی بودن نمی‌فهمیمشون؟

این ترس منو به تکاپو انداخته و سعی می‌کنم به کمک اینترنتی که هنوز دارمش، مفاهیم بخشهای دیگه دنیا رو بفهمم. حقیقت اینه که من توی کشوری زندگی می کنم که این قانون به درستی در اون رعایت نمیشه و به جز موارد معدودی، الگوهای مناسبی برای دیدن و تکرار کردن در اطرافم نیست. آفراد توی بخش تصاویر گوگل عکسی پیدا می کنن و اسم خودشون رو روش می زنن. در اینستاگرام پست می کنن یا در وبلاگشون قرار میدن. خودم هم تا الان همینطوری رفتار کردم و بدتر از اون این مفهوم رو نمی‌فهمن و حتی به ذهنشون نمی‌رسه که این کار ممکنه نادرست باشه و حقوق عکاسی رو زیر پا گذاشته باشن (حالا هر جای دنیا می‌خواد باشه).

(بیشتر…)

یادگیری چیزی که نیازی به آن نداریم.

من قراره توی مسیری که شروع کردم، یادگیری‌های زیادی داشته باشم. پس به نظر می‌رسه بهتره اولین چیزی که یاد می‌گیرم، یادگیری چطور یاد گرفتن باشه. اصلی ترین سوال من وقتی چیزی یاد می‌گیرم اینه که تا چه مدت یادگیری من توی خاطرم می‌مونه؟ وقتی بیشتر به یادگیری‌های قبلیم دقت می‌کنم حداکثر بعد از یک روز از یادگیری موضوع جدید، بیشتر مطالبی که یاد گرفتم رو فراموش می‌کنم.

۱- یه دردسری که این بحث داره اینه که دیدگاه ما به حافظه و حفظ کردن دیدگاه منفی ای هست. ما فکر می کنیم فهمیدن در مقابل حفظ کردن قرار داره. برای این موضوع اصطلاحاتی مثل “هیچی نفهمیدی و فقط حفظ کردی یا مثل طوطی حفظ کردی” رو استفاده می‌کنیم. در صورتی که حفظ کردن و به خاطر داشتن خیلی وقتها مقدمه ای بر فهمیدن و درک کردن و در نهایت ترکیب دانسته هاست. این موضوع رو دانشمندی به نام بلوم توی سرفصل‌های سطوح یادگیری مطرح می کنه.

(بیشتر…)

تحلیل رفتار ، افکار و احساسات فردی و متقابل

رفتار و احساسات

در این نوشته، تمام یادگیری‌هایم درباره تحلیل رفتار ، افکار و احساسات فردی یک انسان را می‌نویسم. این نوشته با هربار یادگیری من در این مورد به روز رسانی خواهد شد.

(تاریخ آخرین به روز رسانی 3 مرداد 1399)

تحلیل رفتار، افکار و احساسات فردی

در این بخش به تحلیل رفتار، افکار و احساسات فردی یک انسان می‌پردازیم. این بخش اکنون تنها شامل یادگیری‌های من از اریک برن در این مورد است.

اریک برن و نظریه والد، بالغ و کودک

اریک برن در نظریه تحلیل رفتار متقابل خود، رفتار، افکار و احساسات یک انسان را به سه حالت نفسانی کودک، بالغ و والد تقسیم می‌کند.

(بیشتر…)

ما حالمون بده!

راستشو بخواید من حالم بده. شما رو نمیدونم! امید به آینده ام از گذشته خیلی کمتر شده. سطح نیازهام داره از پایین ترین بخش هرم مازلو بیرون می زنه. از نظر اقتصادی امید زیادی ندارم و با اتفاق های سیاسی ای که اطرافم میفته امید به اصلاحم رو تقریبا از دست دادم. اینها رو نمی گم که شما برام دلسوزی کنید. راستش فکر نمی کنم حال شما بهتر از من باشه. اینها رو می گم که ثبت بشه اینجا که حالمون بده. خسته ایم.

(بیشتر…)

منو ببینین! من وجود دارم.

مدتهاست توی زندگی و کار شخصیم درگیر یک مشکل هستم. نوشته‌های زیادی هم به اسم “داستان تنهایی من” در این مورد نوشتم. گام به گام بهترش کردم اما هنوز دلیل بعضی رفتارهای خودم رو نمی‌فهمیدم و بعضی جاهای کار می‌لندگید. امروز اریک برن و نظریه تحلیل رفتار متقابل به کمکم اومده تا بتونم دقیقتر به این مشکلم نگاه کنم.

اریک برن میگه نیازی به اسم “درک حضور توسط دیگران” در انسانها وجود داره و این نیاز همون نیاز به لمس شدن نوزاد هست که توی بزرگسالی هم ادامه پیدا می‌کنه. به صورت ساده این نیاز به درک شدن حضورمون توسط آدمهای اطرافمون مربوط میشه. اگر متوجه بشیم که دیگران حضور ما رو درک می کنن به این نیاز پاسخ داده میشه و اگه حس کنیم توی جمع حضور نداریم این نیاز بی پاسخ میمونه.

(بیشتر…)

می‌خواهم پازل بزرگتر را حل کنم! (درس‌هایی از ایده آقای گیاه)

big-small-targets

حدودا یک سال و نیم از ایده آقای گیاه که توی بستر اینستاگرام شروعش کردم میگذره. اول فقط علاقه من به گل و گیاه بود که باعث شد این پیج ایجاد بشه. بعد از مدتی متوجه شدم زمانی که برای این صفحه اینستاگرامی می ذارم، از زمان یادگیریم کم کرده و قصه این یادگیری رو اینجا هم نوشته ام.

اما این ایده دو تا یادگیری مهم دیگه هم برای من داشت که توی این نوشته می‌خوام در موردش بنویسم.

یادگیری اول: میخوام پازل بزرگتری رو حل کنم!

وقتی توی این ایده پیش میرفتم، میدیدم که از وقت گذرونی با گیاهها خوشحالم اما این ایده ای نیست که بخوام دنبالش کنم. گیاهها بیشتر از اینکه بخوان برای من ایده ای برای پیگیری و رشد باشن، به من رشد کردن آروم و پیوسته رو یادآوری می کنن. هروقت از رسیدگی به یک گیاه بعد از چند ماه نتیجه خوب میگیرم انقدر حسم خوب میشه که میخوام عکسش رو به همه نشون بدم. بگم ببینین توی آروم و پیوسته تمرکز کردن، مشکلها چقدر خوب حل میشن!

(بیشتر…)

اضافه کردن فونت فارسی بدون مخلفات

این اولین نوشته فنی من در این وبلاگ است و به نظرم رسید فضای مناسبی باشه که بخشی از مطالب فنی ای که روزانه برای یادگیری آنها وقت میذارم رو در اینجا هم منتشر کنم. از ساده ترین مطلب آغاز کردم و صفحه ای به این منظور در وبلاگ با نام “کمی کد نویسی” هم ایجاد کردم تا دسترسی راحتتری به مطالب فنی باشه. البته صفحه کمی کدنویسی، اکانتهای گیت هاب و گیت لب و مطالب فنی در این لحظه به روز نیستند و به مرور اونها رو کامل می‌کنم. شاید نوشتن این مطالب فنی در این وبلاگ باعث بشه ساختار بهتری به یادگیری‌هام در این قسمت بدم. یه نکته دیگه هم که لازمه بگم اینه که توی نوشته های فنی کمی راحتتر و خودمونی تر می‌نویسم. هم خودم راحتترم هم به عنوان یوزر این جور نوشته ها علاقمندم نوشته های فنی رو ساده تر و خودمونی تر بخونم.

توی این مدت روشهای زیادی برای اضافه کردن فونت فارسی به وردپرس استفاده کردم، که قصد دارم مقایسه‌ای بین این روشها تو این مطلب انجام بدم و از نظر خودم بهینه‌ترین روش رو در انتهای مطلب پیشنهاد کنم (که به نظرم خودم استفاده از چند خط کد است)

(بیشتر…)

غیرت یا آلودگی منتقل شده از پدران

مدتیه که در حال خواندن کتاب “تحلیل رفتار متقابل” نوشته ون جونز و یان استوارت هستم. امروز در حال مرور بخش آلودگی بالغ به والد بودم که مصداقی از اتفاقات اخیر به ذهنم رسید و تصمیم گرفتم اینجا منتشرش کنم. این نوشته را فعلا در دسته بلوغ قرار می‌دهم.

تحلیل رفتار متقابل، افکار، احساسات و رفتار ما را به سه دسته “والد” ، “بالغ” و “کودک” تقسیم می‌کنه. کودک مجموعه رفتارها، افکار و احساساتیه که از زمان کودکی خود به همراه داریم و در بزرگسالی آنها را تکرار (یا به زبان تحلیل رفتار بازنوازی) می‌کنیم. بالغ مجموعه رفتارها، افکار و احساساتیه که این زمانی و این مکانی هستند و والد مجموعه رفتارها، افکار و احساساتیه که از والدین خود به همراه داریم و در بزرگسالی آنها را تکرار می‌کنیم.

پیامهای والدی بسیاری از والدین ما، درون ما وجود دارد که در شرایط مختلف آنها را زندگی می‌کنیم. به عنوان مثال ممکن است مهربانی بیش از حد من از رفتار همواره مهربان پدرم باشد و یا سرزنش افرادی که به فکر سلامتیشان نیستند را از مادرم که همیشه سرزنش می‌کرد در شخصیت خود داشته باشم.

(بیشتر…)

مساله ظاهر در رابطه عاطفی

چند وقتی می‌شود که مساله ظاهر در رابطه عاطفی برای من مطرح شده و درباره اش فکر می کنم. چند روز پیش هم مقاله “حقه تصویر بدنی مثبت” را که ترجمه مقاله ای از Vox با همین نام بود خواندم و به این بخش از دغدغه ذهنی ام کمک زیادی کرد. امروز تصمیم گرفتم آنچه از این موضوع فهمیدم به صورت یک نوشتار خرد در زیر مجموعه رابطه عاطفی بنویسم. قطعا این نوشته نیاز به تکمیل دارد و اکنون، تنها شامل یادگیری های من تا امروز است.

وسواسی که ذهنم را به خود مشغول کرده این است:
آیا فردی که با او در رابطه هستم به اندازه کافی زیباست؟ پس چرا تصویر ایده آل من متفاوت است؟ چرا ظاهرهای دیگری هستند که من آنها را هم می پسندم؟ آیا ایراد از من است؟

(بیشتر…)

داستان تنهایی من (قسمت هفتم)

lonliness

در قسمتهای قبلی “داستان تنهایی من” از حسهای بدی که داشتم و راه حلی ای که به آن رسیده بودم، نوشتم که تمام قسمتها را می‌توانید در دسته بندی عزت نفس پیدا کنید یا به صورت موردی در لینکهای انتهای نوشته به آنها دسترسی پیدا کنید.

خلاصه مشکل من این بود که وقتی در جمع بودم حس تنهایی داشتم. حس می‌کردم دیده نمی‌شوم. اگر کاری نمی کردم و منفعل بودم اوضاع بدتر می‌شد و عموما ترجیح می‌دادم با ارائه دادن خودم (یا به زبان دیگری سوژه قرار دادن خودم) و مخاطب در نظر گرفتن دیگران در جمع، دیده شوم. این کار باعث می‌شد بیشتر حس دیده نشدن پیدا کنم. گویا ادمها بعد از مدتی، دیگر به کلی من را نمی‌دیدند یا به حساب نمی‌آوردند.

از آنجا که در حال خواندن کتاب “تحلیل رفتار متقابل” هستم، خواندن فصل نوازشها و عطش درک حضور فرصتی شد که به این مجموعه نوشته برگردم و آنرا کامل کنم.

(بیشتر…)

دسته‌ها