درسهای هم نیازی (قسمت اول)

بیشتر از یک سال است که ایده برگزاری هم نیاز را با آریو بهراد شروع کردیم. در این قسمت درباره چیستی هم نیاز می نویسم و در قسمتهای بعدی این سری نوشته می‌خواهم درسهایی که از حل مساله در هم نیاز گرفتم را در اینجا خلاصه کنم.

هم نیاز از کم داشتن ایده شروع شد. از اینکه حس کردیم ایده ای برای شروع کار یک کار جدید نداریم. هدفمان این بود که ایده های زیادی را بررسی کنیم و در نهایت یکی را برداریم و شروع به کار کنیم. هم نیاز با کمک مدرسه اشتغال شریف شروع به کار کرد و تا الان بازوی بزرگ تبلیغاتی و حمایتی ما مدرسه اشتغال شریف و کمکهای بی منت مدیر و تیم اجرایی مدرسه اشتغال شریف بوده است.

(بیشتر…)

درس های رابطه (قسمت دوم)

تا قبل از این یک قسمت از درسهای رابطه منتشر شده است که از اینجا می‌توانید بخوانید: درس های رابطه (قسمت اول)

دوم آبان ۱۳۹۸

چیزهایی که در این بخش می‌نویسم از جنس تجربه است و فعلا آموخته‌های کتابی در آن خرج نشده است. دلیل تاکیدم به این نکته این است که احتمالا موضوع رابطه خوب، نکته‌های خیلی زیادی دارد اما من به تجربه به چند مورد آن رسیده ام و درباره اش می‌نویسم.

(بیشتر…)

درس های رابطه (قسمت اول)

در این سری از نوشته‌ها، من هدف پیدا کردن مسیر درست ایجاد یک رابطه عاطفی را دنبال می‌ کنم.

شاید بزرگتری فرصت ساختن را بدست آورده باشم، نمی دانم!

اما یک چیز را می‌دانم و آن این است که نباید به این فرصت ساده نگاه کنم. او تقریبا من را مطمئن کرده که هرجا حس بدی دارم، باید بگویم و با هم سعی می‌کنیم تا درستش کنیم. خودش هم همین کار را می‌کند و از این بابت خیالم از او راحت است.

فارغ از اینکه در ادامه چه اتفاقی بیفتند، اولین درس مهمی که یاد گرفتم این است که:

(بیشتر…)

بچه ای که ریش دارد (قسمت اول)

این مجموعه تمرکزش بر عدم بلوغ من است و سعی می کنم مثل همیشه آنطور بنویسم که اول برای خودم روشن شود که مشکل کجاست و سپس راه حلی برای مشکلم پیدا کنم. برای من همه اینها از نوشتن بدست می آید از دیدن دقیقتر مشکل تا تشریح آن و سپس راهکار یافتن برای آن و اصلا به همین خاطر می نویسم. من را ببخشید که داستان نویسی ام ضعیف است. در برنامه دارم آنرا قوی کنم اما فعلا مشکلات خیلی بزرگتری در زندگی دارم و اولویت با داستان نویسی نیست 🙂

به دلیل موضوع مورد تمرکزی که این مجموعه نوشته دارد، خود افشایی آن هم زیاد است و از آن انتشار آن تا حدودی خجالت می کشم بنابراین سعی می کنم که بعد از پیدا شدن مشکل و راه حل برای آنها منتشرشان می کنم تا حس خودم به خودم خوب بماند.

(بیشتر…)

داستان تنهایی من (قسمت ششم)

lonliness

تا حالا پنج قسمت از داستان تنهایی من منتشر شده:

داستان تنهایی من (قسمت اول) | داستان تنهایی من (قسمت دوم) | داستان تنهایی من (قسمت سوم) | داستان تنهایی من (قسمت چهارم) | داستان تنهایی من (قسمت پنجم)

نشانه‌های بهبودی (۱۵تیر ۱۳۹۷)

از وقتی دقیقتر به رفتارهایم نگاه کردم، رفتارهای مشابه رفتار خودم را در جامعه به صورت گسترده می‌بینم. انگار فرآیند دیدگاه سوژه و مخاطب در سه مرحله برای انسانها طی می‌شود:

مرحله اول: محاطب دیگران اند و فکر می‌کنند سوژه همواره باید خودشان باشند. در این مرخله رنج زیادی می‌کشیم و بارها از این موضوع رنج می‌بریم که چرا سوژه من نیستم.

مرحله دوم: مخاطب دیگران اند و فکر می‌کنم سوژه می‌تواند زمانی خودشان نباشند. این سطح آگاهی که سوژه لزوما من نیستم و آدمها که به عنوان مخاطبین در نظرشان داریم، نمی‌توانند همواره درباره من حرف بزنند، نوعی پیشرفت است. پیشرفت از این جهت که رنج ما کم می‌شود از اینکه “چرا همش درباره من حرف نمی‌زنند؟”

اما اگر هیچ وقت درباره من حرف نزنند چه؟ آنوقت دوباره به رنج خود بر می‌گردیم. و دلیل اینجاست که خودمان منفعلیم و کاری انجام نمی‌دهیم و مخاطب را دیگران در نظر گرفتیم.

مرحله سوم: جایی است که می‌فهمیم من آنقدر عزیز هستم که در آگاهی خودم، مخاطب تنها خودم باشم. اینجا مساله حل می‌شود. دیگر قرار نیست صبر کنیم ببینیم دیگران درباره ما حرف می‌زنند یا نه. اتفاقا چون مخاطب منم، وقت درباره دیگران هم حرف زده می‌شود، من از دیدگاه خودم با او حرف می‌زنم و سعی می‌کنم از حرفهایی که زده می‌شود (حتی درباره دیگران) برای خودم یاد بگیرم و بفهمم و اگر چیزی دارم درباره آن صحبت کنم. انگار صحبت کردن درباره دیگران هم به حس ارزشمندی من کمک می‌کند چون دارم از یادگرفته های خودم خرج می‌کنم. انگار به این دیدگاه می‌رسیم که حرف زدن درباره دیگران شاید به همان میزان می‌تواند حس ارزشمندی به ما بدهد نسبت به زمانی که دیگران درباره ما حرف می‌زنند.

در قبال دنبال کردن یک ایده در این زمان چه چیزهایی از دست دادم (درسی از ایده آقای گیاه)

من عادت دارم که عاشق ایده ها شوم. و بدجوری برای شروعش آنها انگیزه دارم. کارهای زیادی را هم شروع کردم و از هرکدام چیزهای زیادی یاد گرفتم. این بار ایده آقای گیاه به من درسهای زیادی داد که یکی از مهم ترین آنها را اینجا می نویسم.

زمانی که آقای گیاه را شروع کردم وضعیتم اینگونه بود:

شنبه تا سه شنبه ۸ صبح تا ۸ شب در دانشگاه سرباز بودم. چهارشنبه و پنجشنبه در شرکت برنا مشغول کار بودم و تنها یک روز جمعه داشتم که به تفریح و استراحت می گذشت.

از علاقه ای که به گیاهان داشتم ایده تولید محتوا و وارد شدن به حوزه گل و گیاه به ذهنم رسید. تا مدتی تولید کنندگان محتوای این حوزه را دنبال کردم و به نظرم خیلی جالب می آمد در این حوزه بخشی به زندگی ام اضافه کنم.

در فکرم اینطور حساب می کردم: اگر در هفته فقط دو ساعت زمان صرف ساختن این بستر کنم در یک سال اتفاقهای خیلی مثبتی می افتد. اما وقتی شروع کردم مشکلها تازه پیدا شدند.

(بیشتر…)

ساختار دهندگی در تولید محتوا (قسمت اول)

شاید اولین تجربه من در ساختار دادن به یک مجموعه به قصد تجاری، در اکانتی به اسم آقای گیاه بود که در اینستاگرام و در حوزه گل و گیاه تولید محتوا می‌کرد و البته هنوز پابرجاست.

مشکل این بود که تعداد زیاد گیاه داشتم اما تولید محتوا برای صفحه محدود به تعویض گلدان گیاهها و در نهایت تکرار جملاتی که از اینترنت میخواندم بود. هدف در این مرحله رسیدن به یک روند تولید محتوا بود که به صورت مداوم نیاز به خلاقیت نداشته باشد چون در این صورت وقت زیادی از من میگرفت و این کار برای من به عنوان یک پلن B بود که فقط در حال ارزیابی آن بدوم و البته همچنان هستم.

راه حلی که به آن رسیدم از مدل ذهنی زیر شروع شد:

اگر یادگیری ام را عمیق کنم، محتوا خود به خود تولید می شود.

(بیشتر…)

داستان تنهایی من (قسمت پنجم)

lonliness

تا حالا چهار قسمت از داستان تنهایی من منتشر شده:

داستان تنهایی من (قسمت اول) | داستان تنهایی من (قسمت دوم) | داستان تنهایی من (قسمت سوم) | داستان تنهایی من (قسمت چهارم)

تئوری استدلال من به صورت خلاصه (دوم شهریور ۱۳۹۷)

تئوری مساله من به صورت کاملتر تا حالا به صورت زیر درآمده:

اصل اول: مخاطب منم

نتیجه اول: در این صورت من عزیزترم برای خودم نسبت به دیگران

نتیجه دوم: به دنبال تایید گرفتن از دیگران نیستم. چون اگر به دنبال تایید گرفتن از دیگران باشم، دیگر من عزیزتر از دیگران نیستم و اصل اول زیر سوال می‌‌رود.

نتیجه سوم: سوژه همیشه من نیستم. چون: وقتی همیشه سعی می‌کنم سوژه من باشم، در واقع در حال تلاشم تا از دیگران تایید بگیرم و بنا به نتیجه دوم، اصل اول زیر سوال می‌رود.

آنچه از کتاب “جستارهایی در باب عشق” آموختم

کتاب جستارهایی در باب عشق

این اولین کتابی بود که درباره رابطه عاطفی خواندم و همچنین اولین کتابی که از آلن دوباتن که خواندم.
توی این کتاب با داستان زندگی دو نفر مراحل مختلف یک رابطه عاطفی طی میشه و خیلی تر و تمیز موضوع هایی که مدتها در موردش فکر نشده به رخمون کشیده میشه.
کتاب با داستان عاشق شدن راوی به کلوئه شروع میشه و همون اول زیرآب داستانهایی با مضمون “ما برای هم آفریده شدیم” رو میزنه و تقدیرگرایی رو توضیح میده.

(بیشتر…)

داستان تنهایی من (قسمت چهارم)

lonliness

قسمتهای قبلی داستان تنهایی من را می‌توانبد از اینجا بخوانید:

داستان تنهایی من (قسمت اول)

داستان تنهایی من (قسمت دوم)

داستان تنهایی من (قسمت سوم)

در جمع دوستان بودن (هشتم تیر ۱۳۹۷)

وقتی در جمعی از دوستانم هستم، انگار دو حالت بیشتر وجود ندارد. اول اینکه یا من از همه بهترم و دوم که من از همه بدترم.اصلا این ذهن من نمیفهمد که چیزی بین اینها وجود دارد و من در کارهایی بهترم و در کارهایی از تعدادی بدترم.

جدای از اینها، مگر اصلا بهتر بودن من از بقیه چه ربطی دارد به بیرون رفتن با آن آدمها؟ آیا آنها به بهتر بودن من فکر کردند که قرار شده با من بیرون بیایند یا من با آنها بیرون بروم؟

تازه این وسط تجربیات دیگری هم دارم که اساسا موضوع را زیر سوال می برد. وقتهایی بوده که منطقا از جمع سرتر بودم اما باز هم احساس تنهایی داشتم.

(بیشتر…)

دسته‌ها