درس های رابطه (قسمت چهارم)

emotional relationship

رابطه انسانی شروع هر نوع رابطه دو انسان

مقدمه: همانطور که در ابتدای مقاله های زیادی از این وبلاگ نوشتم، مطالب نوشته شده در این متن، فقط نظر من است و لزوما علمی یا دارای مرجع نیست. من صرفا می نویسم تا بفهمم در ذهنم چه می گذرد و چطور فکر می کنم.

رابطه دو نفر در ایران با هدف رسیدن به رابطه عاطفی به دو صورت شروع می‌شود.
مدل اول: دو طرف مستقیما از هم خوششان می‌آید و رابطه انسانی بین دو طرف شکل می‌گیرد.
مدل دوم: دو طرف از یک راهی به هم معرفی می‌شوند. (خانواده یا دوستان) با این فکر که احتمالا این دو فرد رابطه انسانی خوبی با هم شکل می‌دهند.

فارغ از مدل شروع شدن یک رابطه انسانی، این رابطه از شروع مسیری را طی می‌کند. به نظر من این مسیر به صورت زیر است:

(بیشتر…)

دو سال کار من در شریف (قسمت اول)

من دو سال از عمرم را در دانشگاه شریف کار کردم. قصد دارم در این سری از نوشته ها، یادگیری هایم را منتشر کنم.

بخشی که من در آن کار می کردم، مرکز فناوری اطلاعات دانشکده برق بود وعملا در بخش پشتیبانی فنی دانشکده مشغول بودم.

اولین چیزی که فهمیدم این بود که کار در بخش پشتیبانی (حل مشکلات سیستمی که کار می‌کند) به درد من نمی خورد. هرچقدر بیشتر تلفن جواب می دادم و یا برای حل مشکل سخت افزار یا نرم افزاری به صورت حضوری مراجعه می کردم، حالم بدتر می شد.

دلیل این مساله چند جنبه دارد:

(بیشتر…)

درس های رابطه (قسمت سوم)

emotional relationship

تاکنون قسمتهای اول و دوم داستان رابطه منتشر شده است:

 درس های رابطه (قسمت اول) | درس های رابطه (قسمت دوم)

در این قسمت می‌خواهم از مفهوم کلمه رابطه عاطفی بنویسم. اینکه فهمیدم مفهوم رابطه چه چیزی است و اصلا چرا وجود دارد به من کمک می‌کند بهتر در مسیرش حرکت کنم:

(بیشتر…)

درسهای هم نیازی (قسمت اول)

بیشتر از یک سال است که ایده برگزاری هم نیاز را با آریو بهراد شروع کردیم. در این قسمت درباره چیستی هم نیاز می نویسم و در قسمتهای بعدی این سری نوشته می‌خواهم درسهایی که از حل مساله در هم نیاز گرفتم را در اینجا خلاصه کنم.

هم نیاز از کم داشتن ایده شروع شد. از اینکه حس کردیم ایده ای برای شروع کار یک کار جدید نداریم. هدفمان این بود که ایده های زیادی را بررسی کنیم و در نهایت یکی را برداریم و شروع به کار کنیم. هم نیاز با کمک مدرسه اشتغال شریف شروع به کار کرد و تا الان بازوی بزرگ تبلیغاتی و حمایتی ما مدرسه اشتغال شریف و کمکهای بی منت مدیر و تیم اجرایی مدرسه اشتغال شریف بوده است.

(بیشتر…)

درس های رابطه (قسمت دوم)

emotional relationship

تا قبل از این یک قسمت از درسهای رابطه منتشر شده است که از اینجا می‌توانید بخوانید: درس های رابطه (قسمت اول)

دوم آبان ۱۳۹۸

چیزهایی که در این بخش می‌نویسم از جنس تجربه است و فعلا آموخته‌های کتابی در آن خرج نشده است. دلیل تاکیدم به این نکته این است که احتمالا موضوع رابطه خوب، نکته‌های خیلی زیادی دارد اما من به تجربه به چند مورد آن رسیده ام و درباره اش می‌نویسم.

(بیشتر…)

درس های رابطه (قسمت اول)

emotional relationship

در این سری از نوشته‌ها، من هدف پیدا کردن مسیر درست ایجاد یک رابطه عاطفی را دنبال می‌ کنم.

شاید بزرگتری فرصت ساختن را بدست آورده باشم، نمی دانم!

اما یک چیز را می‌دانم و آن این است که نباید به این فرصت ساده نگاه کنم. او تقریبا من را مطمئن کرده که هرجا حس بدی دارم، باید بگویم و با هم سعی می‌کنیم تا درستش کنیم. خودش هم همین کار را می‌کند و از این بابت خیالم از او راحت است.

فارغ از اینکه در ادامه چه اتفاقی بیفتند، اولین درس مهمی که یاد گرفتم این است که:

(بیشتر…)

بچه ای که ریش دارد (قسمت اول)

این مجموعه تمرکزش بر عدم بلوغ من است و سعی می کنم مثل همیشه آنطور بنویسم که اول برای خودم روشن شود که مشکل کجاست و سپس راه حلی برای مشکلم پیدا کنم. برای من همه اینها از نوشتن بدست می آید از دیدن دقیقتر مشکل تا تشریح آن و سپس راهکار یافتن برای آن و اصلا به همین خاطر می نویسم. من را ببخشید که داستان نویسی ام ضعیف است. در برنامه دارم آنرا قوی کنم اما فعلا مشکلات خیلی بزرگتری در زندگی دارم و اولویت با داستان نویسی نیست 🙂

به دلیل موضوع مورد تمرکزی که این مجموعه نوشته دارد، خود افشایی آن هم زیاد است و از آن انتشار آن تا حدودی خجالت می کشم بنابراین سعی می کنم که بعد از پیدا شدن مشکل و راه حل برای آنها منتشرشان می کنم تا حس خودم به خودم خوب بماند.

(بیشتر…)

داستان تنهایی من (قسمت ششم)

lonliness

تا حالا پنج قسمت از داستان تنهایی من منتشر شده:

داستان تنهایی من (قسمت اول) | داستان تنهایی من (قسمت دوم) | داستان تنهایی من (قسمت سوم) | داستان تنهایی من (قسمت چهارم) | داستان تنهایی من (قسمت پنجم)

نشانه‌های بهبودی (۱۵تیر ۱۳۹۷)

از وقتی دقیقتر به رفتارهایم نگاه کردم، رفتارهای مشابه رفتار خودم را در جامعه به صورت گسترده می‌بینم. انگار فرآیند دیدگاه سوژه و مخاطب در سه مرحله برای انسانها طی می‌شود:

(بیشتر…)

در قبال دنبال کردن یک ایده در این زمان چه چیزهایی از دست دادم (درسی از ایده آقای گیاه)

من عادت دارم که عاشق ایده ها شوم. و بدجوری برای شروعش آنها انگیزه دارم. کارهای زیادی را هم شروع کردم و از هرکدام چیزهای زیادی یاد گرفتم. این بار ایده آقای گیاه به من درسهای زیادی داد که یکی از مهم ترین آنها را اینجا می نویسم.

زمانی که آقای گیاه را شروع کردم وضعیتم اینگونه بود:

شنبه تا سه شنبه ۸ صبح تا ۸ شب در دانشگاه سرباز بودم. چهارشنبه و پنجشنبه در شرکت برنا مشغول کار بودم و تنها یک روز جمعه داشتم که به تفریح و استراحت می گذشت.

از علاقه ای که به گیاهان داشتم ایده تولید محتوا و وارد شدن به حوزه گل و گیاه به ذهنم رسید. تا مدتی تولید کنندگان محتوای این حوزه را دنبال کردم و به نظرم خیلی جالب می آمد در این حوزه بخشی به زندگی ام اضافه کنم.

در فکرم اینطور حساب می کردم: اگر در هفته فقط دو ساعت زمان صرف ساختن این بستر کنم در یک سال اتفاقهای خیلی مثبتی می افتد. اما وقتی شروع کردم مشکلها تازه پیدا شدند.

(بیشتر…)

ساختار دهندگی در تولید محتوا (قسمت اول)

شاید اولین تجربه من در ساختار دادن به یک مجموعه به قصد تجاری، در اکانتی به اسم آقای گیاه بود که در اینستاگرام و در حوزه گل و گیاه تولید محتوا می‌کرد و البته هنوز پابرجاست.

مشکل این بود که تعداد زیاد گیاه داشتم اما تولید محتوا برای صفحه محدود به تعویض گلدان گیاهها و در نهایت تکرار جملاتی که از اینترنت میخواندم بود. هدف در این مرحله رسیدن به یک روند تولید محتوا بود که به صورت مداوم نیاز به خلاقیت نداشته باشد چون در این صورت وقت زیادی از من میگرفت و این کار برای من به عنوان یک پلن B بود که فقط در حال ارزیابی آن بدوم و البته همچنان هستم.

راه حلی که به آن رسیدم از مدل ذهنی زیر شروع شد:

اگر یادگیری ام را عمیق کنم، محتوا خود به خود تولید می شود.

(بیشتر…)

دسته‌ها