رابطه عاطفی و ازدواج

emotional relationship

مقدمه و پیش گفتار

تلاش برای ساختن یک رابطه انسانی صحیح و کارآمد و رساندن این رابطه به سطوح بالاتر، مسیری است که همه ما در زندگی آنرا حداقل یکبار طی می‌کنیم. در این مطلب که با همکاری “سارا شکرریز” روانشناس امور خانواده نوشته شده است، سعی کردیم روند یک رابطه را از شروع تا پایان بررسی کنیم و یک اسکلت برای ساختن رابطه عاطفی ایجاد کنیم. سرفصلهای این مطلب بر اساس ترتیب اتفاق افتادن در رابطه ماست. از شروع رابطه با یک فرد شروع می شود و پس از رسیدن به ازدواج، به مسائل پس از ازدواج مثل فرزندان و میان سالی نیز می‌پردازد.

همچنین ذکر این نکته نیز لازم است که محتوای این نوشته لزوما کامل نیست و حاصل یادگیری من تا امروز است. هر زمان یادگیری ام در این حوزه کامل تر شد، این نوشته را به روزرسانی می کنم. بخشهایی از نوشته نظر شخصی نویسنده است و بخشهایی دیگر نیز یادگیری نویسنده از مراجع دیگر است که درمتن به شماره آنها ارجاع داده شده و در انتهای نوشته لیست مراجع ارجاع داده شده وجود دارد. بنابراین هر قسمتی از متن که ارجاع به شماره مرجعی ندارد، نظر نویسنده است.

(تاریخ آخرین به روز رسانی ۱۵ فروردین ۱۳۹۹)

مسیر رابطه دو انسان

به نظر می رسد رابطه بین دو انسان، از زمان شروع خود، مسیر مشخصی را طی می کند. تصویر کردن رابطه هایی که با افراد مختلف در زندگی داریم در این نقشه، می تواند تمرین خوبی برای پیدا کردن مصداق هایی برای این بخش است.

آشنایی و شروع رابطه انسانی (مرحله صفر) —> رسیدن به یک رابطه انسانی صحیح (مرحله یک)
رسیدن به یک رابطه انسانی صحیح (مرحله یک) –> رسیدن به یک رابطه دوستی صحیح (مرحله دو)
رسیدن به یک رابطه دوستی صحیح (مرحله دو) –> رسیدن به یک رابطه عاطفی صحیح (مرحله سه)

(بیشتر…)

دو سال کار من در شریف (قسمت اول)

من دو سال از عمرم را در دانشگاه شریف کار کردم. قصد دارم در این سری از نوشته ها، یادگیری هایم را منتشر کنم.

بخشی که من در آن کار می کردم، مرکز فناوری اطلاعات دانشکده برق بود وعملا در بخش پشتیبانی فنی دانشکده مشغول بودم.

اولین چیزی که فهمیدم این بود که کار در بخش پشتیبانی (حل مشکلات سیستمی که کار می‌کند) به درد من نمی خورد. هرچقدر بیشتر تلفن جواب می دادم و یا برای حل مشکل سخت افزار یا نرم افزاری به صورت حضوری مراجعه می کردم، حالم بدتر می شد.

دلیل این مساله چند جنبه دارد:

(بیشتر…)

درسهای هم نیازی (قسمت اول)

بیشتر از یک سال است که ایده برگزاری هم نیاز را با آریو بهراد شروع کردیم. در این قسمت درباره چیستی هم نیاز می نویسم و در قسمتهای بعدی این سری نوشته می‌خواهم درسهایی که از حل مساله در هم نیاز گرفتم را در اینجا خلاصه کنم.

هم نیاز از کم داشتن ایده شروع شد. از اینکه حس کردیم ایده ای برای شروع کار یک کار جدید نداریم. هدفمان این بود که ایده های زیادی را بررسی کنیم و در نهایت یکی را برداریم و شروع به کار کنیم. هم نیاز با کمک مدرسه اشتغال شریف شروع به کار کرد و تا الان بازوی بزرگ تبلیغاتی و حمایتی ما مدرسه اشتغال شریف و کمکهای بی منت مدیر و تیم اجرایی مدرسه اشتغال شریف بوده است.

(بیشتر…)

بچه ای که ریش دارد (قسمت اول)

این مجموعه تمرکزش بر عدم بلوغ من است و سعی می کنم مثل همیشه آنطور بنویسم که اول برای خودم روشن شود که مشکل کجاست و سپس راه حلی برای مشکلم پیدا کنم. برای من همه اینها از نوشتن بدست می آید از دیدن دقیقتر مشکل تا تشریح آن و سپس راهکار یافتن برای آن و اصلا به همین خاطر می نویسم. من را ببخشید که داستان نویسی ام ضعیف است. در برنامه دارم آنرا قوی کنم اما فعلا مشکلات خیلی بزرگتری در زندگی دارم و اولویت با داستان نویسی نیست 🙂

به دلیل موضوع مورد تمرکزی که این مجموعه نوشته دارد، خود افشایی آن هم زیاد است و از آن انتشار آن تا حدودی خجالت می کشم بنابراین سعی می کنم که بعد از پیدا شدن مشکل و راه حل برای آنها منتشرشان می کنم تا حس خودم به خودم خوب بماند.

(بیشتر…)

داستان تنهایی من (قسمت ششم)

lonliness

تا حالا پنج قسمت از داستان تنهایی من منتشر شده:

داستان تنهایی من (قسمت اول) | داستان تنهایی من (قسمت دوم) | داستان تنهایی من (قسمت سوم) | داستان تنهایی من (قسمت چهارم) | داستان تنهایی من (قسمت پنجم)

نشانه‌های بهبودی (۱۵تیر ۱۳۹۷)

از وقتی دقیقتر به رفتارهایم نگاه کردم، رفتارهای مشابه رفتار خودم را در جامعه به صورت گسترده می‌بینم. انگار فرآیند دیدگاه سوژه و مخاطب در سه مرحله برای انسانها طی می‌شود:

(بیشتر…)

در قبال دنبال کردن یک ایده در این زمان چه چیزهایی از دست دادم (درسی از ایده آقای گیاه)

من عادت دارم که عاشق ایده ها شوم. و بدجوری برای شروعش آنها انگیزه دارم. کارهای زیادی را هم شروع کردم و از هرکدام چیزهای زیادی یاد گرفتم. این بار ایده آقای گیاه به من درسهای زیادی داد که یکی از مهم ترین آنها را اینجا می نویسم.

زمانی که آقای گیاه را شروع کردم وضعیتم اینگونه بود:

شنبه تا سه شنبه ۸ صبح تا ۸ شب در دانشگاه سرباز بودم. چهارشنبه و پنجشنبه در شرکت برنا مشغول کار بودم و تنها یک روز جمعه داشتم که به تفریح و استراحت می گذشت.

از علاقه ای که به گیاهان داشتم ایده تولید محتوا و وارد شدن به حوزه گل و گیاه به ذهنم رسید. تا مدتی تولید کنندگان محتوای این حوزه را دنبال کردم و به نظرم خیلی جالب می آمد در این حوزه بخشی به زندگی ام اضافه کنم.

در فکرم اینطور حساب می کردم: اگر در هفته فقط دو ساعت زمان صرف ساختن این بستر کنم در یک سال اتفاقهای خیلی مثبتی می افتد. اما وقتی شروع کردم مشکلها تازه پیدا شدند.

(بیشتر…)

ساختار دهندگی در تولید محتوا (قسمت اول)

شاید اولین تجربه من در ساختار دادن به یک مجموعه به قصد تجاری، در اکانتی به اسم آقای گیاه بود که در اینستاگرام و در حوزه گل و گیاه تولید محتوا می‌کرد و البته هنوز پابرجاست.

مشکل این بود که تعداد زیاد گیاه داشتم اما تولید محتوا برای صفحه محدود به تعویض گلدان گیاهها و در نهایت تکرار جملاتی که از اینترنت میخواندم بود. هدف در این مرحله رسیدن به یک روند تولید محتوا بود که به صورت مداوم نیاز به خلاقیت نداشته باشد چون در این صورت وقت زیادی از من میگرفت و این کار برای من به عنوان یک پلن B بود که فقط در حال ارزیابی آن بدوم و البته همچنان هستم.

راه حلی که به آن رسیدم از مدل ذهنی زیر شروع شد:

اگر یادگیری ام را عمیق کنم، محتوا خود به خود تولید می شود.

(بیشتر…)

داستان تنهایی من (قسمت پنجم)

lonliness

تا حالا چهار قسمت از داستان تنهایی من منتشر شده:

داستان تنهایی من (قسمت اول) | داستان تنهایی من (قسمت دوم) | داستان تنهایی من (قسمت سوم) | داستان تنهایی من (قسمت چهارم)

تئوری استدلال من به صورت خلاصه (دوم شهریور ۱۳۹۷)

تئوری مساله من به صورت کاملتر تا حالا به صورت زیر درآمده:

(بیشتر…)

آنچه از کتاب “جستارهایی در باب عشق” آموختم

کتاب جستارهایی در باب عشق

این اولین کتابی بود که درباره رابطه عاطفی خواندم و همچنین اولین کتابی که از آلن دوباتن که خواندم.
توی این کتاب با داستان زندگی دو نفر مراحل مختلف یک رابطه عاطفی طی میشه و خیلی تر و تمیز موضوع هایی که مدتها در موردش فکر نشده به رخمون کشیده میشه.
کتاب با داستان عاشق شدن راوی به کلوئه شروع میشه و همون اول زیرآب داستانهایی با مضمون “ما برای هم آفریده شدیم” رو میزنه و تقدیرگرایی رو توضیح میده.

(بیشتر…)

داستان تنهایی من (قسمت چهارم)

lonliness

قسمتهای قبلی داستان تنهایی من را می‌توانبد از اینجا بخوانید:

داستان تنهایی من (قسمت اول)

داستان تنهایی من (قسمت دوم)

داستان تنهایی من (قسمت سوم)

در جمع دوستان بودن (هشتم تیر ۱۳۹۷)

وقتی در جمعی از دوستانم هستم، انگار دو حالت بیشتر وجود ندارد. اول اینکه یا من از همه بهترم و دوم که من از همه بدترم.اصلا این ذهن من نمیفهمد که چیزی بین اینها وجود دارد و من در کارهایی بهترم و در کارهایی از تعدادی بدترم.

جدای از اینها، مگر اصلا بهتر بودن من از بقیه چه ربطی دارد به بیرون رفتن با آن آدمها؟ آیا آنها به بهتر بودن من فکر کردند که قرار شده با من بیرون بیایند یا من با آنها بیرون بروم؟

تازه این وسط تجربیات دیگری هم دارم که اساسا موضوع را زیر سوال می برد. وقتهایی بوده که منطقا از جمع سرتر بودم اما باز هم احساس تنهایی داشتم.

(بیشتر…)

دسته‌ها