مساله ظاهر در رابطه عاطفی

چند وقتی می‌شود که مساله ظاهر در رابطه عاطفی برای من مطرح شده و درباره اش فکر می کنم. چند روز پیش هم مقاله “حقه تصویر بدنی مثبت” را که ترجمه مقاله ای از Vox با همین نام بود خواندم و به این بخش از دغدغه ذهنی ام کمک زیادی کرد. امروز تصمیم گرفتم آنچه از این موضوع فهمیدم به صورت یک نوشتار خرد در زیر مجموعه رابطه عاطفی بنویسم. قطعا این نوشته نیاز به تکمیل دارد و اکنون، تنها شامل یادگیری های من تا امروز است.

وسواسی که ذهنم را به خود مشغول کرده این است:
آیا فردی که با او در رابطه هستم به اندازه کافی زیباست؟ پس چرا تصویر ایده آل من متفاوت است؟ چرا ظاهرهای دیگری هستند که من آنها را هم می پسندم؟ آیا ایراد از من است؟

(بیشتر…)

داستان تنهایی من (قسمت هفتم)

lonliness

در قسمتهای قبلی “داستان تنهایی من” از حسهای بدی که داشتم و راه حلی ای که به آن رسیده بودم، نوشتم که تمام قسمتها را می‌توانید در دسته بندی عزت نفس پیدا کنید یا به صورت موردی در لینکهای انتهای نوشته به آنها دسترسی پیدا کنید.

خلاصه مشکل من این بود که وقتی در جمع بودم حس تنهایی داشتم. حس می‌کردم دیده نمی‌شوم. اگر کاری نمی کردم و منفعل بودم اوضاع بدتر می‌شد و عموما ترجیح می‌دادم با ارائه دادن خودم (یا به زبان دیگری سوژه قرار دادن خودم) و مخاطب در نظر گرفتن دیگران در جمع، دیده شوم. این کار باعث می‌شد بیشتر حس دیده نشدن پیدا کنم. گویا ادمها بعد از مدتی، دیگر به کلی من را نمی‌دیدند یا به حساب نمی‌آوردند.

از آنجا که در حال خواندن کتاب “تحلیل رفتار متقابل” هستم، خواندن فصل نوازشها و عطش درک حضور فرصتی شد که به این مجموعه نوشته برگردم و آنرا کامل کنم.

(بیشتر…)

بچه ای که ریش دارد (قسمت دوم)

این دومین قسمت از مجموعه “بچه ای که ریش دارد” است. قسمت اول را در اینجا می‌توانید بخوانید.

این مجموعه درسهای من از نداشتن بلوغ در شرایط مختلفی از زندگی‌ام است که متوجه اش شدم و درسهایی از آنها گرفتم و در نهایت این درسها را در اینجا می‌نویسم.

روز قبل تصمیم گرفتیم با تعدادی از دوستانمان به بیرون برویم. مامان به رفتن به میهمانی اصلا راضی نبود و دلیلش هم شرایط کرونایی! این روزها بود. ما بیرون رفتیم و بعد از آن تصمیم گرفتیم در خانه یکی از بچه ها پیتزا درست کنیم. وقتی به خانه آنها رفتیم (با اینکه چند بار تمیز بودن وسایل و شیوه درست کردن غذا چک می‌شد) اما من بدون فکر کردن زیاد و پس از تماس مامان، به او گفتم که هنوز بیرون هستیم.

(بیشتر…)

بیشتر فشار بیار!

exhausted

چند روز پیش مقاله ای خواندم با عنوان “ساپورت، ورزش و سالاد؛ روزمرگی‌های مقدس زن ایدئال” که وبسایت ترجمان، از یک مقاله روزنامه گاردین ترجمه و منتشر کرده است. به قول یکی از بهترین دوستانم، هر مطلبی که بتواند بیشترین درگیری ذهنی را ایجاد کند، احتمالا نشانه نیاز بیشتر ما به اون مفهوم هست.

توی این مقاله اول احساس می کنیم به چهره مصنوعی زنها در دنیای امروز پرداخته شده اما به مرور مقاله عمیق تر شده و به سمت روندی که اسمشو میگذارم “بیشتر فشار بیار تا حس بهتری داشته باشی” حرکت می کند. مثالهای متنوعی هم برای این موضوع داخل این مقاله هست که من سعی می کنم توی این نوشته چیزهایی که یاد گرفتم را بنویسم.

این مطلب تحت ساختاری نوشته نشده و در آینده ممکنه با یک ساختار دقیقتر مثل سبک زندگی ادغام بشه. اگر این اتفاق افتاد لینک این نوشته به نوشته منسجم تری ریدایرکت خواهد شد.

(بیشتر…)

رابطه عاطفی و ازدواج

emotional relationship

مقدمه و پیش گفتار

تلاش برای ساختن یک رابطه انسانی صحیح و کارآمد و رساندن این رابطه به سطوح بالاتر، مسیری است که همه ما در زندگی آنرا حداقل یکبار طی می‌کنیم. در این مطلب سعی کردم روند یک رابطه را از شروع تا پایان بررسی کنم و یک اسکلت برای ساختن رابطه عاطفی ایجاد کنم. سرفصلهای این مطلب بر اساس ترتیب اتفاق افتادن در رابطه ماست. از شروع رابطه با یک فرد شروع می شود و پس از رسیدن به ازدواج، به مسائل پس از ازدواج مثل فرزندان و میان سالی نیز می‌پردازد.

همچنین ذکر این نکته نیز لازم است که محتوای این نوشته لزوما کامل نیست و حاصل یادگیری من تا امروز است. هر زمان یادگیری ام در این حوزه کامل تر شد، این نوشته را به روزرسانی می کنم. بخشهایی از نوشته نظر شخصی نویسنده است و بخشهایی دیگر نیز یادگیری نویسنده از مراجع دیگر است که درمتن به شماره آنها ارجاع داده شده و در انتهای نوشته لیست مراجع ارجاع داده شده وجود دارد. بنابراین هر قسمتی از متن که ارجاع به شماره مرجعی ندارد، نظر نویسنده است.

(تاریخ آخرین به روز رسانی 26 فروردین 1399)

مسیر رابطه دو انسان

به نظر می رسد رابطه بین دو انسان، از زمان شروع خود، مسیر مشخصی را طی می کند. تصویر کردن رابطه هایی که با افراد مختلف در زندگی داریم در این نقشه، می تواند تمرین خوبی برای پیدا کردن مصداق هایی برای این بخش است.

آشنایی و شروع رابطه انسانی (مرحله صفر) —> رسیدن به یک رابطه انسانی صحیح (مرحله یک)
رسیدن به یک رابطه انسانی صحیح (مرحله یک) –> رسیدن به یک رابطه دوستی صحیح (مرحله دو)
رسیدن به یک رابطه دوستی صحیح (مرحله دو) –> رسیدن به یک رابطه عاطفی صحیح (مرحله سه)

(بیشتر…)

دو سال کار من در شریف (قسمت اول)

من دو سال از عمرم را در دانشگاه شریف کار کردم. قصد دارم در این سری از نوشته ها، یادگیری هایم را منتشر کنم.

بخشی که من در آن کار می کردم، مرکز فناوری اطلاعات دانشکده برق بود وعملا در بخش پشتیبانی فنی دانشکده مشغول بودم.

اولین چیزی که فهمیدم این بود که کار در بخش پشتیبانی (حل مشکلات سیستمی که کار می‌کند) به درد من نمی خورد. هرچقدر بیشتر تلفن جواب می دادم و یا برای حل مشکل سخت افزار یا نرم افزاری به صورت حضوری مراجعه می کردم، حالم بدتر می شد.

دلیل این مساله چند جنبه دارد:

(بیشتر…)

درسهای هم نیازی (قسمت اول)

بیشتر از یک سال است که ایده برگزاری هم نیاز را با آریو بهراد شروع کردیم. در این قسمت درباره چیستی هم نیاز می نویسم و در قسمتهای بعدی این سری نوشته می‌خواهم درسهایی که از حل مساله در هم نیاز گرفتم را در اینجا خلاصه کنم.

هم نیاز از کم داشتن ایده شروع شد. از اینکه حس کردیم ایده ای برای شروع کار یک کار جدید نداریم. هدفمان این بود که ایده های زیادی را بررسی کنیم و در نهایت یکی را برداریم و شروع به کار کنیم. هم نیاز با کمک مدرسه اشتغال شریف شروع به کار کرد و تا الان بازوی بزرگ تبلیغاتی و حمایتی ما مدرسه اشتغال شریف و کمکهای بی منت مدیر و تیم اجرایی مدرسه اشتغال شریف بوده است.

(بیشتر…)

بچه ای که ریش دارد (قسمت اول)

این مجموعه تمرکزش بر عدم بلوغ من است و سعی می کنم مثل همیشه آنطور بنویسم که اول برای خودم روشن شود که مشکل کجاست و سپس راه حلی برای مشکلم پیدا کنم. برای من همه اینها از نوشتن بدست می آید از دیدن دقیقتر مشکل تا تشریح آن و سپس راهکار یافتن برای آن و اصلا به همین خاطر می نویسم. من را ببخشید که داستان نویسی ام ضعیف است. در برنامه دارم آنرا قوی کنم اما فعلا مشکلات خیلی بزرگتری در زندگی دارم و اولویت با داستان نویسی نیست 🙂

به دلیل موضوع مورد تمرکزی که این مجموعه نوشته دارد، خود افشایی آن هم زیاد است و از آن انتشار آن تا حدودی خجالت می کشم بنابراین سعی می کنم که بعد از پیدا شدن مشکل و راه حل برای آنها منتشرشان می کنم تا حس خودم به خودم خوب بماند.

(بیشتر…)

داستان تنهایی من (قسمت ششم)

lonliness

تا حالا پنج قسمت از داستان تنهایی من منتشر شده:

داستان تنهایی من (قسمت اول) | داستان تنهایی من (قسمت دوم) | داستان تنهایی من (قسمت سوم) | داستان تنهایی من (قسمت چهارم) | داستان تنهایی من (قسمت پنجم)

نشانه‌های بهبودی (15تیر 1397)

از وقتی دقیقتر به رفتارهایم نگاه کردم، رفتارهای مشابه رفتار خودم را در جامعه به صورت گسترده می‌بینم. انگار فرآیند دیدگاه سوژه و مخاطب در سه مرحله برای انسانها طی می‌شود:

(بیشتر…)

در قبال دنبال کردن یک ایده در این زمان چه چیزهایی از دست دادم (درسی از ایده آقای گیاه)

من عادت دارم که عاشق ایده ها شوم. و بدجوری برای شروعش آنها انگیزه دارم. کارهای زیادی را هم شروع کردم و از هرکدام چیزهای زیادی یاد گرفتم. این بار ایده آقای گیاه به من درسهای زیادی داد که یکی از مهم ترین آنها را اینجا می نویسم.

زمانی که آقای گیاه را شروع کردم وضعیتم اینگونه بود:

شنبه تا سه شنبه 8 صبح تا 8 شب در دانشگاه سرباز بودم. چهارشنبه و پنجشنبه در شرکت برنا مشغول کار بودم و تنها یک روز جمعه داشتم که به تفریح و استراحت می گذشت.

از علاقه ای که به گیاهان داشتم ایده تولید محتوا و وارد شدن به حوزه گل و گیاه به ذهنم رسید. تا مدتی تولید کنندگان محتوای این حوزه را دنبال کردم و به نظرم خیلی جالب می آمد در این حوزه بخشی به زندگی ام اضافه کنم.

در فکرم اینطور حساب می کردم: اگر در هفته فقط دو ساعت زمان صرف ساختن این بستر کنم در یک سال اتفاقهای خیلی مثبتی می افتد. اما وقتی شروع کردم مشکلها تازه پیدا شدند.

(بیشتر…)

دسته‌ها